X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
پنج‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1386

جمله ای که از مهاتما گاندی پست قبلی نوشته بودم رو از جنبه های خیلی جالب و مختلفی میشه بررسی کرد... قبل از بررسی کردن این جمله به نظرم خوب هست که نسبت به گاندی یه شناخت خوب داشته باشن... در این لینک اطلاعات کامل در مورد زندگینامه٬ نحوه مبارزات و عقاید گاندی هست... گاندی فوق العاده آدم بزرگی بوده و کسی بوده که تونسته هند رو با بیش از ۱۰۰ نوع دین و مذهب به وحدت و یکپارچگی برسونه و دولت انگلستان رو در اوج قدرتش مجبور به عقب نشینی از مستعمرش یعنی هند بکنه... پیشنهاد میکنم که تمام اطلاعاتی که توی لینکی که معرفی کردم هست رو بخونین... از بین اطلاعاتی که اونجا هست از یک بخشش من می خوام توی این نوشتم استفاده بکنم بخشی که عنوان کلی Gandhi's principles رو داره و شماره ۹ هست. در این بخش هم عقاید مذهبی و دید گاندی نسبت به ادیان هست هم بخشی داره که در ارتباط با نفی خشونت هست که جمله ای که نوشته قبلی در موردش سوال پرسیده بودم رو هم در همین بخش می تونین پیدا بکنین. این مورد رو هم پیشنهاد میکنم حتما بخونین...
قبل از اینکه بخوام بیشتر در این مورد بگم می خوام از همگی تشکر کنم بابت نظرهای خیلی خوب و کاملی که برای پست قبلی نوشته بودین :) من در جواب دادن به نظرها در مورد خود نظرها از روی قصد چیزی نگفتم که نظر خودم رو در جواب دادن اعمال نکنم... چون باز هم دید شخصی هر کسی هست و خوب تفاوت سلیقه در این مورد کاملا طبیعی هست و نمیشه گفت که کدوم درست و کدوم غلط هست...
اما توضیحات اضافه تر در مورد این جمله اینکه این حرف گاندی در درجه اول انتقاد آشکاری هست به قوانینی که در ادیان الهی یهودی و اسلام در ارتباط با قصاص وجود داره... عبارت <چشم در برابر چشم> دقیقا از متن قرآن و آیه ۴۵ سوره مائده هست... ترجمه این آیه این هست (از ترجمه فولادوند ترجمه رو انتخاب کردم):

و در (تورات‏) بر آنان مقرر کردیم که جان در مقابل جان‏، و چشم در برابر چشم
‏، و بینى در برابر بینى‏، و گوش در برابر گوش‏، و دندان در برابر دندان مى‏باشد؛ و زخمها (نیز به همان ترتیب‏) قصاصى دارند. و هر که از آن (قصاص‏)درگذرد، پس آن‏، کفاره (گناهان‏) او خواهد بود. و کسانى که به موجب آنچه خدا نازل کرده داورى نکرده‏اند، آنان خود ستمگرانند.

گاندی به خاطر نوع مذهب (مذهب هندو تعالیم خیلی ملایم و صلح طلبی رو داره) و طرز فکری که داشته با اعمال خشونت (یا داشتن حق اعمال خشونت) کاملا مخالف بوده... در مورد وجود قانون قصاص و یا اصولا وجود این حق در جامعه (بحث در مورد <وجود این حق> هست... یعنی اگر کسی نخواست ببخشه می تونه کاملا تلافی مستقیم بکنه... همون <چشم در برابر چشم> اینکه این قانون باشه و بخشش تشویق بشه بحث دیگه ای هست) بین مراکز دفاع از حقوق بشر و جامعه هایی که این قوانین رو درش اعمال می کنن (قانون قصاص به طور عمده شامل جوامع با حکومتهای اسلامی میشه) اختلاف نظرهای شدیدی وجود داره و هرکدوم دیگری رو محکوم میکنن که اشتباه فکر میکنن! و خوب داشتن این حق قصاص غیر از مباحث حقوق بشر جوامع اسلامی رو خیلی وقتها به سمت خشونت میل داده... نمونه هایی که در عراق زیاد دیده میشه و ندیدم و نشنیدم که شبکه های داخلی چیزی در موردش بگن... (مثلا به تلافی انفجار حرمین عسگریین فرداش مسجد بزرگ سنی ها در بغداد منفجر شد و بیش از ۵۰ کشته داد! پس فرداش یه مسجد از شیعه ها منفجر شد بعدش توی یه بازار سنی ها بمب منفجر شد و ... چیزی که جرج بوش هم بعد در سخنرانیش اشاره کرد که ما علاوه بر ترروریسم در عراق با مشکل درگیریهای مذهبی هم روبرو هستیم (حداقل می تونه این حرف رو بزنه و موجه به نظر بیاد)...) البته شاید بشه اینطور استدلال کرد که این کسایی که این کارها رو میکنن برداشت درستی از قانون قصاص ندارن ولی خوب همین آدمهایی که این نوع از قصاص رو انجام میدن حداقل در ظاهر آدمهای مذهبی هستن و در مورد نظر مخالفشون میگن که اونها درک درستی از قانون قصاص ندارن! نمونه های دیگه از اعمال این قانون رو به صورت واضح میشه در فلسطین دید... مثلا حماس به صورت رسمی اعلام میکنه که انفجار امروز در اسرائیل به تلافی اون اقدام اسرائیل بود...
نمونه جدیدترش این بود که رهبر مذهبی مسلمانان پاکستان اعلام کرد که دادن مقام شوالیه به سمان رشدی می تونه توجیه کننده دلیل مسلمانها برای بمب گذاری در انگلستان باشه! (اتفاقی که افتاد ولی چون هنوز در مرحله تحقیق هست و جرمی ثابت نشده در موردش نمی نویسم)
و خوب در کشورهای زیادی که در دنیا قانون قصاص وجود نداره با وجود آزادی های فردیِ خیلی بیشتر٬ میزان جرم و جنایت در مقایسه با کشورهایی که این قانون درشون وجود داره خیلی پایین تر هست... بنابراین نمیشه استدلال کرد که اعمال این قانون باعث کم شدن میزان جرائم میشه...
بحث های حقوق بشر در این مورد خیلی مفصل هست و قصد ندارم در این نوشتم بهشون بپردازم...
می دونین که بسیاری از غیر مسلمان ها اسلام رو محکوم می کنن به اینکه دین خشنی هست... معروفترین نمونش حرفهایی بود که چند وقت پیش پاپ (بندیکت ۱۶ ام) در مورد اسلام گفته بود که بعد از اون که با اعتراض شدید مسلمانها مواجه شد توضیح اضافه تری در موردش داد. یکی از دلایل این حرف از جانب غیر مسلمان ها وجود چنین قوانینی هست.
در مورد خشونت لازم هست که یه توضیح اضافه تر هم بگم... نفی خشونت به معنای ترسو بودن و زیر بار زور رفتن نیست... همونطوری که در حرفهای گاندی هم می تونین ببینین و خیلی های دیگه هم چنین اعتقادی دارن جایی که داره ظلم در حق کسی انجام میشه باید در قبالش عکس العمل نشون بده و کاری بکنه که از حق خودش دفاع بکنه... تفاوت نظر در مورد <نحوه دفاع کردن از حق> هست. خیلی ها حق قصاص و تلافی رو روش درستی برای این کار نمی دونن و مکانیزمهای هوشمندانه تر و متمدن تر رو خیلی مفیدتر می دونن.
و یه توضیح هم در مورد دین اسلام بگم... خیلی ها اعتقاد دارن که اعمال خشونت با روح اسلام سازگاری نداره... به نظر من استدلالهاشون هم تاحدودی درست هست ولی اینکه چرا این همه مسلمان اعمال خشونت میکنن کاملا جای فکر کردن داره که چرا اینطوری هست...

پی نوشت: دین اسلام و دین یهودیت شباهتهای زیادی با هم دارن... در قرآن هم به تعالیم یهودی و پیامبران قوم یهود خیلی اشاره شده درحالیکه از دین مسیحیت کمتر حرف زده شده... پیشنهاد میکنم که در مورد اینکه دین اسلام و دین یهودیت چه شباهتهایی با هم دارن و دلیل وجود این شباهتها چی می تونه باشه حتما تحقیق کنین.