دوشنبه 14 خرداد‌ماه سال 1386

بخشی از دفاعیات عبدالله نوری (وزیر کشور دولت اول خاتمی) در دادگاه ویژه روحانیت:
<اگر این آقا (دادستان) راست می گوید٬ وای بر روحانیتی که من در آن هستم و اگر این آقا دروغ می گوید وای بر روحانیتی که این آقا در آن قرار دارد....
اگر ثمره دینی ما پس از این همه سال٬ پرورش چهره ای چون من می شود وای بر این دین و اگر فردی مثل این آقا می شود وای بر این دین.>
از کتاب شوکران اصلاح (دفاعیات عبدالله نوری در دادگاه ویژه روحانیت).

این اتفاقی که در ادامه می نویسم مربوط به زمان جنگهای صلیبی هست که در جواب کامنت محبوبه خانوم توی پست قبلی نوشته بودم٬ صلاح الدین ایوبی رو فکر کنم باهاش آشنا باشین سردار فوق العاده معروف اسلام در زمان جنگهای صلیبی و سردار طرف مسیحی ها هم ریچارد بود که به ریچارد شیردل معروف هست:
<در یک مورد که سوء تفاهم بی اهمیتی رخ داده بود٬ صلاح الدین دو هزار و پانصد تن از اسیران مسیحی را قتل عام کرد. و ریچارد نیز برای مقابله با او به کشتار دو هزار و پانصد اسیر مسلمان فرمان داد. این سوء تفاهم به زودی مرتفع شد و آن دو سردار سخاوتمندانه از یکدیگر پوزش خواستند. ولی متاسفانه اسیرانی که در خاک خفته بودند فرصت آن نیافتند که از گذشت و جوانمردی فرماندهان خویش تمجید و تحسین کنند>
از کتاب ماجراهای جاودان در فلسفه

پی نوشت: من همیشه مسائل سیاسی رو خیلی کامل دنبال میکنم... هم سیاست داخلی هم سیاست بین اللملی... عقاید سیاسی مشخصی هم برای خودم دارم...ولی نوشته هایی که به سیاست ربط داشته باشه اصلا نمی نویسم چون احساس نمیکنم که سودمند باشه...وقتهایی که نوشته هام به سیاست ربط پیدا میکنن از نوشتنشون قصد سیاسی ندارم قصد این رو دارم که از دید اندیشه بررسی بشن... قصدم از نوشتن این نوشته هم فکر کردن بهش در حوزه اندیشه هست.