X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
پنج‌شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1386

نوشته قبلی جمله ای از آرتور شوپنهاور نوشته بودم و نوشته بودم که آدم جالبی هم بوده...برای اینکه با یه بخش دیگه ای از نظراتش آشنا بشین یه قسمت دیگه از حرفهاش رو هم انتخاب کردم:

<عشق هیچ ابایی ندارد که با تمام خزعبلاتش از راه برسد... عشق می داند که چگونه نامه های عاشقانه و طره ی زلفش را حتی در اسناد دیوانی و مکتوبات فلسفی پنهانی راه دهد. عشق هر روز زمینه ساز و موجد شنیعترین و حیرت انگیزترین منازعات و مشاجره هاست٬ ارزشمندترین روابط انسانی را نابود می کند . استوارترین پیوندها را از هم می گسلد...این همه هیاهو و قیل و قال برای چیست؟... این همان ماجرای همیشگی مجنون است که لیلای خود را یافته.* (خواننده گرامی باید این عبارت را به زبان دقیق و گزنده ی آریستوفانس تعبیر کند.) چرا امری چنین حقیر نقشی چنین عظیم ایفا می کند؟>
آرتور شوپنهاور در کتاب جهان همچون اراده و بازنمایی

* در متن اصلی به جای لیلا و مجنون جیل و جک اومده.

پی نوشت ۱: ممکنه که خیلی ها این نظر رو داشته باشین که چیزی که شوپنهاور توصیف کرده عشق نیست... در حالیکه به نظر شوپنهاور (و خیلی از فیلسوفهای دیگه) عشق انواع مختلفی داره که می تونن ویژگیهای متفاوتی داشته باشن یا حتی در خیلی از موارد با هم مخلوط بشن...مثلا عشق اروتیک و عشق رومانتیک که مرز مشخصی نمیشه بینشون پیدا کرد و هر دو نمونه به عنوان عشق تعریف میشن. (با این نظر در مورد انواع متفاوت عشق من هم موافق هستم)
پی نوشت ۲: کتابی که ازش اون جمله رو نقل قول کردم معروفترین کتاب شوپنهاور هست و فردریش نیچه گفته که بعد از خوندن این کتاب حقایق عظیمی رو فهمیده و در واقع منشا تحول نیچه رو بعضی تحت تاثیر همین کتاب شوپنهاور می دونن.
پی نوشت ۳: یه سری اطلاعات جالب در مورد دین های مختلف به صورت چند تا لینک جمع آوری کردم که یه موقع که فرصت کنم در موردش
 بیشتر می نویسم.

پی نوشت ۴: به نظرم خوبه که متناسب با این نوشته نظرتون رو هم در مورد عشق اروتیک بنویسین... در مورد اینکه خوب هست یا اینکه بده؟ و یا اینکه امر پستی هست یا اینکه طبیعی هست و باید باشه... (تاکید میکنم که فقط منظورم عشق اروتیک هست)