X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
یکشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1385

آدمهای خیلی زیادی رو می شناسم که اعتقاد داشته باشن خیلی بد شانس هستن! و تقریبا هیچ کسی رو نمیشناسم که تاحالا خودش بهم گفته باشه که خوش شانسه!
من اعتقاد دارم که آدم خوش شانسی هستم بابت خیلی از چیزهای با ارزشی که من دارم و آدمهای زیادی هستن که ندارنشون...این چیزهای با ارزش رو خیلی های دیگه هم دارن ولی اونقدر براش ارزش قائل نیستن...چیزهای مثل سلامتی در حدی که خودم بتونم کارهام رو انجام بدم...مثل اونقدری پول و امکانات که بالاتر از خط فقر زندگی بکنم و چیزهای ضروری رو که احتیاج دارم رو داشته باشم...دوستهای خوبی که بتونم باهاشون باشم و کمک بهم بکنن...بسیاری از مردم دنیا همین چیزهای ابتدایی رو هم ندارن...
من همیشه اعتقادم این هست که حساب کردن روی شانس و فکر کردن به شانس کار بیهوده ای هست...اگر قرار بود که همه چیز همیشه بر وفق مراد ما باشه که خوشمون بیاد که مبارزه دیگه چه مفهومی داشت؟ به نظر من هر کسی باید نهایت تلاشش رو برای رسیدن به هدفهاش بکنه و اگر این بین اتفاقهایی افتاد یا چیزی شد که خواسته ما نبود این هم جزئی از بازی زندگی هست...شکایت کردن از بدشانسی در شرایطی که این همه راه وجود داره برای تلاش بیشتر کردن برای به دست اوردن نتیجه بهتر کار بیهوده ای هست...
در این مورد ایده من این هست که برای خوش شانس بودن نباید به بدشانسی فرصتی برای خودنمایی داد...وقتی که فکر همه چیز رو کرده باشین دیگه بدشانسی شانس بسیار کمتری خواهد داشت...قانون مهم مورفی که قبلا نوشته بودم رو یادتون هست؟ <اگر چیزی یا کاری حتی یک راه برای خراب شدن یا ایراد پیدا کردن داشته باشد حتما از همان طریق خراب می شود یا ایراد پیدا می کند.!> وقتی که به این قانون معتقد باشین وقتی کاری رو میخواین انجام بدین حتی نباید فرصت ایجاد یک راه رو هم برای ایراد پیدا کردن اون کار بذارین که ایجاد بشه....اون وقت هست که می تونین جزو آدمهای خوش شانس باشین...اون وقت اگر اتفاقی که واقعا از عهده شما خارج بود٬ افتاد از بدشانسی شکایت نمیکنین و سعی میکنین دوباره اون کار رو به خوبی انجامش بدین و خودتون شانس خودتون رو افزایش بدین نه قانون احتمالات و فرآیندهای تصادفی...زندگی همینطوریه دیگه...
یه ضرب المثل فرانسوی هست که میگه: <همه آدمها از هوشی که خدا بهشون داده راضی هستن ولی از ثروتی که خدا بهشون داده نه!> من فکر کنم در مورد شانس هم بشه این رو گفت که: <همه آدمها از هوشی که خدا بهشون داده راضی هستن ولی از شانسی که خدا بهشون داده نه!>
 

پی نوشت: یکی از کتابهایی که در حال خوندش بودم رو تموم کردم...توضیحات مربوط به کتابهایی که می خونم رو از این به بعد وبلاگ <نوشته های من> میذارم.