سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1385

<بوئینه> امروز را در تخت گذراند٬دارد ضعیف می شود. <دئیدر> چندین بار رفت و با او حرف زد٬ولی او کمتر جواب داد. هیچ ترحمی نسبت به او احساس نمی کنم٬ زیرا تحقیرش نمی کنم.
از کتاب میرا نوشته کریستوفر فرانک

پی نوشت ۱: اینکه چند تا پست پشت سر هم دارم جمله های کوتاه می نویسم به این خاطر هست که هم دوست دارم در مورد جمله هایی که می نویسم نظر بقیه رو بدونم (بعضی از نظرهایی که لطف میکنین و برام می نویسین خیلی جالب هستن برام) هم اینکه در اصل اگر وقتی بود که فرصت به اندازه کافی داشتم برای هر کدوم از این جمله هایی که می نویسم یه پست می نوشتم...ولی الان اصلا فرصت نمی کنم...
پی نوشت ۲: برای ادامه نوشته عدالت الهی یه مشکلی که دارم اینه که خیلی حجم مطالبی که می خوام بنویسم زیاده! یعنی حدود ۱۰ تا پست میشه! الان مبحث بعدیش که چگونگی و هدف خلقت هست رو اگر بخوام کامل بنویسم باید نظر دین های مختلف رو در موردش بنویسم...نظر مکاتب فکری مختلف رو بنویسم...بعد نظر عارفها رو بنویسم...نظر فیلسوفهای مختلف رو بنویسم و هر کدوم از این نظرها رو هم ریشه هایی که در به وجود اومدنش نقش داشتن رو بنویسم تا تازه بعد از اون بتونم نقدش کنم! فعلا دارم فکر میکنم که چیکار بکنم در این مورد...
پی نوشت ۳: من هم دقیقا به خاطر اینکه بعضی ها رو تحقیر نمیکنم نسبت بهشون احساس ترحم ندارم...