چهارشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1385

در این مجموعه نوشته سعی میکنم که هم ویژگیهای دنیای کامل رو از دید منطقی بررسی کنم و هم عدالت الهی رو برای این دنیایی که داریم بررسی کنم...برای راحت شدن بررسی این مساله به ذهنم رسید که به صورت ریاضی توضیحش بدم...

خوب اول احتیاج به یه تعریف داریم...دنیای کامل یعنی چه؟

دنیای کامل به این معنی هست که دنیایی باشه که در اون همه چیز به بهترین نحو ممکن هست که چگونگی این بهترین نحو ممکن احتیاج به بررسی داره...

فرض مساله: این دنیا یه خالق با کمال مطلق داره (موضوع این نوشتم اثبات وجود خالق با کمال مطلق برای این دنیا نیست...از راههای متنوع و زیادی میشه وجود این خالق با کمال مطلق رو اثبات کرد)

هدف مساله: بررسی کردن اینکه این خالق با کمال مطلق چه جور دنیای رو خلق خواهد کرد؟

مراحل بررسی: چرایی خلقت...هدف خلقت...چگونگی خلقت...ویژگیهای دنیای کامل...بررسی ویژگیهای این دنیا و مقایسه با دنیای کامل...بررسی وجود عدالت در این دنیا...عدالت الهی

 

خوب این مساله رو سعی می کنم که کاملا به صورت منطقی بهش نگاه کنم و حلش کنم...یه نوشته چند قسمتی در این مورد می نویسم که هم طولانی نشه هم بهتر بتونم در موردش بنویسم...

برای اینکه ببینیم این خالق مطلق چه جور دنیایی رو خلق خواهد کرد در پله اول باید بررسی کنیم که چرا خلقت وجود داره و بعد از اون بپردازیم به اینکه هدف از خلقت توسط این خالق مطلق چی هست...

ما به خاطر جایگاه مخلوقی که داریم بررسی چرایی خلقت خالق برامون کار غیر ممکنی هست...در این راه فقط میشه نظریه هایی داد...

نظریه اول اینکه خالق با کمال مطلق به علت اینکه دارای کمال مطلق هست عده ای از صفات مطلق بودنش در خلقتش نمود پیدا می کنه...یه نمونه انسانی مثال میزنم که فهمش آسون تر باشه...

فرض کنین که یه کسی باشه که نقاش به نهایت هنرمندی هست...این هنرمندی فقط وقتی می تونه نمود پیدا کنه که اون هنرمند یه تابلو خلق بکنه و از طریق تابلویی که خلق کرده صفت هنرمندیش نمود پیدا میکنه...

با یه مقیاس بی نهایت بزرگتر همین مورد رو برای خالق با کمال مطلق نسبت بدین...پاره ای از صفات مطلق بودن خداوند ایجاب میکنه که خلقتی داشته باشه تا نمودی از اون دسته از صفاتش باشه...یه بحثی هم در این مورد پیش میاد که اهمیت زیادی داره...خداوند برای خدایی وابسته به خلقتش نیست...یعنی اینطوری نیست که نیازی به خلق کردن داشته باشه و از طریق اون خلق کردن اون نیاز برطرف بشه...بلکه ذات خداوند به خودی خود وجود خلقت رو ایجاب میکنه...بنابراین خداوند نیازمند خلقت نیست بلکه خلقت نتیجه وجودی خداوندی با کمال مطلق هست...

نظریه دومی که هست در واقع نمونه آشکارتری از دلیل خلقت رو به این ترتیب میگه که کلیه کائنات و موجودات تجلی عشق خداوند هستند...چیزی که حافظ به این نحو گفته:

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد      عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

این بحث مشابه همون بحث قبلیه...یعنی تجلی پرتو حسن پروردگار خود به خود این دنیا رو پدید میاره...و نمود این عشق به نحوهای مختلف در آفرینش موجودات متفاوت نمود پیدا میکنه...و نهایت این نمود در موجودات زمینی مربوط به انسان هاست...

نمونه این نظریه در شعرهای مولوی به وفور دیده میشه...دو تا نمونش رو براتون می نویسم:

 

در اثر افزون شد و در ذات نی          ذات را افزونی و آفات، نی

حق ز ایجاد جهان افزون نشد          آنچه اول آن نبود اکنون نشد

لیک افزون گشت اثر ز ایجاد خلق    در میان این دو افزونی است فرق

هست افزونی اثر اظهار او             تا پدید آید صفات و کارِ او

هست افزونی هر ذاتی دلیل         کو بود حادث به علت ها علیل

(دفتر چهارم 1669-1665)

 

از مولوی یه نمونه دیگه هم بگم

گنج مخفی بُد، ز پُری چاک کرد    خاک را تابان تر از افلاک کرد

گنج مخفی بُد ز پُری جوش کرد    خاک را سلطان اطلس پوش کرد

(دفتر اول 2863-2862)

  

خوب پس تاحالا به صورت محدود چرایی خلقت توسط خالق مطلق رو بررسی کردیم...مرحله بعدی میشه بررسی هدف خلقت...ادامه این نوشته رو در قسمت دوم این نوشته در موردش حرف می زنم که این پست طولانی نشه... 

 

پی نوشت 1: احتمالا ادامه دارد...

پی نوشت 2: کامنتهای نوشته قبلی بعضیهاشون فوق العاده برام جالب و قشنگ بودن ممنونم :) به این فکر افتادم که از این جمله های کوتاه بیشتر بنویسم تا بیشتر نظرهای شما رو بخونم و چیزهای جدید یاد بگیرم...سر فرصت به همشون جواب میدم :)

پی نوشت 3: من نمی دونم که اینجور مباحث اعتقادی جالب هست براتون یا نه...لطفا بهم بگین چون می تونم در مورد خیلی از موضوعات دیگه ای که ممکنه بیشتر علاقه داشته باشین بنویسم. یا حتی اگر فکر میکنین که این کار خوبه موضوعاتی که یادداشت کردم که در موردشون بنویسم رو توی یه پست بذارم هر کدون به نظرتون جالب تر بود بنویسم...الان نزدیک به 15 تا موضوع هست....

پی نوشت 4: این نوشته رو که می نوشتم آهنگ "وایسا دنیا من میخوام پیاده شم" رو گوش میکردم ;)

 

پی نوشت ۵: کامنتهای نوشته پایینی رو جواب دادم :) ممنونم از همگی :)

پی نوشت ۶: عددی که بلاگ اسکای برای تعداد کامنتهای این پست نشون میده یکی بیشتر از تعداد کامنتها هست! من نمی دونم دلیلش چیه! شمردن یادش رفته حتما! :))