چهارشنبه 4 بهمن‌ماه سال 1385

در بین یه جامعه دسته ای از آدمها هستن که من به عنوان مردم عادی ازشون اسم میبرم...این عادی بودن بیشتر از اینکه نشون دهنده طبقه اجتماعی افراد باشه بیانگر طرز فکرشون هست...
معمولا انتظاری که داریم این هست که در بین قشر تحصیلکرده و فرهیخته کسایی که پایبند به اصول فکری باشن بیشتر باشه...البته همیشه هم اینطور نیست...
به نظر من یه ویژگی اصلی آدمهای عادی جامعه رو از کسایی که پایبند به اصول اندیشه هستن جدا میکنه و اون ویژگی این هست که: <برای مردم عادی بین دیدن یا شنیدن و باور کردن جای اندیشه و تحقیق خالی است!>
این موضوع در دسته وسیعی از اتفاقات درسته...این حرف ممکنه در مورد اعتقادات دینی و مذهبی باشه...در مورد اتفاقات سیاسی باشه...در مورد حرف زدن از معجزات باشه! در مورد اتفاقات روزانه باشه و خیلی چیزهای دیگه...
مردم عادی کسایی هستن که مثلا اگر بشنون که اگر یه کسی آب که میخواد بخوره قبلش ۳ بار بالا بپره در افزایش طول عمر مفید هست باور میکنن! یا اگر در مورد مسائل اعتقادی بشنون که مثلا اگر چنین کار غیرمعقولی رو انجام بدی ثواب داره با خودشون میگن خوب حتما یه چیزی بوده که بقیه هم میگن! حالا ضرر که نداره بذار انجامش بدم!
مردم عادی کسایی هستن که وقتی یه نفر که کاندیدای ریاست جمهوری هست میگه اگه من رئیس جمهور شدم فقر و بیکاری رو ریشه کن میکنم باور میکنن!
مردم عادی کسایی هستن که اگه ازشون بپرسی چرا رای میدی یه حرفهایی رو از حفظ میگن!
مردم عادی کسایی هستن که در مصاحبه رادیو میگن اگر من به عنوان نماینده شورای شهر انتخاب شدم بهره پول در بانکها رو زیاد میکنم که اقتصاد رونق پیدا کنه! (اینو من خودم شنیدم از اون موقع که شنیدم دچار نوعی افسردگی شدم از این حرف!)...
مردم عادی کسایی هستن که اگر بگن این ماجراهای اکتشافات فضایی و سفر به ماه همش ساخته فیلم و کارگردان و هنرپیشه هست که احساس عقب ماندگی رو در جوامع عقب مانده تلقین بکنن باور میکنن!
مردم عادی کسایی هستن که اگه بهشون بگین که ما به یه تکنولوژی هسته ای دست پیدا کردیم که همه دنیا در حسرتش هستن باور میکنن!
مردم عادی کسایی هستن که اگر بهشون بگی یه سگ رفته حرم امام رضا گریه کرده و از صاحبش شکایت کرده باور میکنن!
مردم عادی کسایی هستن که اگه بهشون بگی که یه موجود که سرش شکل آدم و تنش شکل زرافه و دمش شکل میمون هست پیدا شده که اگر به زبان لاتین باهاش حرف بزنی دمش رو تکون میده و اگه انجیل براش بخونی روی زمین میشینه باور میکنن!
ما باید خیلی ساده یاد بگیریم که در مورد هر اتفاق کوچیک یا بزرگی خوب فکر کردن و تحقیق کردن رو یاد بگیریم...اصلی ترین شرط برای قضاوت درست داشتن اطلاعات در اون مورد هست...و اطلاعات درست بر اساس قدرت اندیشه و تحقیق هست که به دست میاد....

پی نوشت: در اتفاقات اخیر فقط یه اتفاق بود که دیدم در جامعه حس شدیدی برای تحقیق ایجاد شد! و اون ماجرای مربوط به فیلمی بود که منتسب به یه هنرپیشه بود و همه حتما میخواستن خودشون ببینن فیلم رو تا بفهمن واقعا خودش بوده یا نه!