X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
دوشنبه 25 دی‌ماه سال 1385

در مورد عبارت "کودک درون" و استفاده هایی که ازش میشه از لحاظ منطقی من یه مشکل کاملا شخصی دارم با این عبارت!

حتما میدونین که اصطلاح "کودک درون" یه اصطلاح روانشناسی هست که بخصوص بعد از فیلم "آتش بس" خیلی مرسوم شده...فیلم آتش بس رو فقط قسمتهاییش رو دیدم به خاطر اینکه به نظرم فیلم غیرقابل تحملی بود! (باز هم نظر شخصیم هست) به نظر من یه جور ساخت شعارگونه برای گول زدن مخاطب بود...

اما حالا اینکه چرا از لحاظ منطقی مشکل دارم با این عبارت!

در مورد اعتقادی که یونانیان باستان در مورد خدایان داشتن حتما شنیدین...یونانیان باستان اعتقاد به چندخدایی داشتن و میگفتن هر خدایی مسئول یه سری از امور هست...مثل خدای جنگ، خدای عشق، خدای دریا و ... و خلاصه اینطوری امور مختلف الهی رو تقسیم میکردن بین خدایانی که برای خودشون تصور میکردن...و خوب برای هر کاری که پیش میومد یکی از خداها رو مسئول میدونستن...و اینطوری مسئولیت کارهای خوب و بد رو تقسیم میکردن بین خدایان خوب و بد!

ادیان توحیدی با این مساله چند خدایی خیلی مبارزه کردن...حتی یه سری بودن که میگفتن خوب اگه فرض کنیم فقط یه خدا هست که نمیشه چون این اتفاقهایی بدی که داره در عالم میوفته رو نمیتونیم به اون خدا نسبت بدیم! ولی ادیان توحیدی به شدت با این مساله مبارزه کردن که در ذهن مردم جابیفته که فقط یک خدا هست...(دلیل و جواب ادیان توحیدی رو هم حتما میدونین)

در اسلام این بحث به سه صورت پیگیری میشه...یکی توحید ذاتی (خداوند یگانه هست) و یکی هم توحید افعالی (تمام امور این دنیا زیر نظر خداوند هست) و توحید صفاتی (صفات خداوند از ذات خداوند جدا نیست) در مورد این انواع توحید خوب حرف زیاد هست...قصدم از نوشتن اینها این بود که بگم در ادیان توحیدی سعی ترسیم خداوند با تمام صفاتش به صورت یک ذات واحد هست...

به نظر من در مورد انسانها هم همینطوره...شما نمیتونین قسمتی از وجود انسان رو ازش جدا کنین و یه اسم دیگه براش انتخاب بکنین...یا به نظر من نمیشه قسمتی از خصوصیات اخلاقی رو به یه بخشی از درونمون نسبت بدیم و اسمش رو "کودک درون" بگذاریم! من از لحاظ منطقی مشکل دارم با این قضیه و با این نامگذاری...احساس میکنم یه راهی برای سلب مسئولیت هست...

به نظر من وجود آدمها یک وجود یکپارچه هست...همه ویژگیهای مختلف اخلاقی و روحیات متفاوتی که آدمها دارن به صورت تفکیک ناپذیری به هم پیوسته هستن...به نظر من قسمتهای کودک و بالغ، یا احساس و منطق به هم پیوسته هستن و متعلق به یه ذات واحد هستن که اون ذات واحد خود اون شخص میشه...برای همین هر عمل یا رفتاری که از شخص سرمیزنه وابسته به همه اون مجموعه و در واقع ذات اون آدم هست...

 

پی نوشت: نمیدونم شاید هم من چون در مورد خودم به صورت به هم پیوسته هست اینطور قضاوت میکنم...   

 

پی نوشت ۲: لطفا صفحه نظرخواهی این نوشته رو حتما نگاه بکنین...خیلی کمک میکنه به اینکه موضوع کاملتر بشه :)