جمعه 22 دی‌ماه سال 1385

زندگی یک جور تجربه ناب تکرارنشدنیه... این رو این روزها خیلی زیاد دارم حس می کنم.
هیچ فکرش رو کردین؟ این همه آدم، این همه اتفاق، این همه چیزهای مختلف در کنار هم در زندگی هر کدوم از ما وجود دارن و همه این آدم ها و اتفاقها در کنار هم و در یک زنجیره پی در پی، حکمت و یا درس و تجربه بخصوصی رو هر روز برای هر کدوم از ماها رقم می زنن. واقعاً سیستم دنیا چطوریه ؟ این همه اتفاق چطور همزمان و موازی با هم اجرا می شن به طوری که هر کدوم از ما آدم ها خیال می کنیم این زندگی منه و این اتفاق «به این دلیل» برای "من" اتفاق افتاده، در حالیکه همون اتفاق برای کس و یا کسای دیگه هم تاثیر خاص خودش رو داشته.
مثلاً فکر کنین که یک روز یک اتفاق عجیبی برای شما می افته که احساس می کنین خیلی منحصر به فرد بوده و در زندگی شما معنی و مفهوم مهمی داره. اما این اتفاق فقط برای شما که نبوده، احتمال زیاد چند نفر دیگه هم در اون درگیر بودن و چند نفر دیگه هم در بوجود اومدنش نقش داشتن و تازه ممکنه در ادامه اون شما هم در زندگی چند نفر دیگه تاثیر بذارین. و فکر کنین که همه اینها در سیر زندگی و تکامل هر کدوم از همه این آدمها مهم بوده و اثر خودش رو داشته.
واقعاً خدا چطوری می تونه همه اینها رو با هم برنامه ریزی و کارگردانی کنه ؟ خیلی عجیب و جالب و باورنکردنیه.
یک کمی بهش فکر کنین... هم گیج می شین و هم حس لذت بهتون دست می ده که شما هم در این تجربه شگفت انگیز تکرارنشدنی که اسمش زندگیه سهیم هستین.